بازگشت شکوهمندانه. یه پشه اومده بود تو اتاقم. اومدم بزنم تو سرش تا صدا سگ بده. تا منو دید گریه اش گرفت :(. بهم گفت این رسم مهمون نوازی نیست. من ۶ ماه نبودم فکر کردم دم در برام میخوای گاوی گوسفندی چیزی بکشی. توی بی معرفت حتی یه پارچه هم نصب نکردی !. دستاشو باز کرد و منو بغل کرد. گفت دلتنگت بودم رفیــــــــــــ­ـــق. بهش گفتم بیا یه خورده دم گوشم ویز ویز کن…. اصلا صداش مثل لالایی دلنشین بود. الانم چایی و شیرینی و آجیلشو خورده وتخت خوابیده. بیچاره حق داشت خسته راه بود. فردا قراره از خاطرات ۶ ما ...

بازگشت شکوهمندانه

Pashe[WwW.Kamyab.IR]

یه پشه اومده بود تو اتاقم
اومدم بزنم تو سرش تا صدا سگ بده
تا منو دید گریه اش گرفت :(
بهم گفت این رسم مهمون نوازی نیست
من ۶ ماه نبودم فکر کردم دم در برام میخوای گاوی گوسفندی چیزی بکشی
توی بی معرفت حتی یه پارچه هم نصب نکردی !
دستاشو باز کرد و منو بغل کرد
گفت دلتنگت بودم رفیــــــــــــ­ـــق
بهش گفتم بیا یه خورده دم گوشم ویز ویز کن…
اصلا صداش مثل لالایی دلنشین بود.
الانم چایی و شیرینی و آجیلشو خورده وتخت خوابیده
بیچاره حق داشت خسته راه بود.
فردا قراره از خاطرات ۶ ماه گذشتش برام بگه :)

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه