اندیشه

جایگاه حقوق طبیعی در لیبرالیسم

مفهوم حقوق بشر به‌عنوان مجموعه‌ی حقوقی که انسان صرفاً به حکم انسانیت خود از آن برخوردارند، در قرن هفدهم رواج یافت و جانشین مفهوم قدیمی‌تر «حقوق طبیعی» شد که انسان‌ها به حکم قانونی طبیعی از آن بهره‌مند به شمار می‌رفتند. مفهوم حقوق بشر به مفهومی گسترده‌تر از حقوق طبیعی به کار رفت تا حقوقی را نیز در بر بگیرد که نمی‌توان به سهولت طبیعی شمرد، بلکه تنها در جامعه و دولت پدیدار می‌شوند. گفته می‌شود که حقوق طبیعی ماهیتی حراست‌کننده دارد، از همین منظر است که حقوق طبیعی و لیبرالیسم ارتباط وثیقی با یکدیگر می‌یابند، بدین معنا که اگر بپذیریم لیبرالیسم هموار

ادامه مطلب ...
زبان‌شناسی شناختی و اهمیت معنا/زبان شناسی شناختی چیست؟

«یکی از پدیده‌های شگفت‌انگیز درباره زبان‌شناسی شناختی این است که ما را به سوی یک فلسفه متعهد به تجربه‌مندی - واقعیت‌گرایی تجربه‌مند - هدایت می‌کند. این یک نظرگاه فلسفی متفاوت است که مسائل فلسفی را با پرداختن به موضوعات موجه فلسفی، برای بررسی ماهیت حقیقت، معنا، ادراک، ذهن، مفاهیم، خرد، علیت، رویدادها، زمان و حتی اخلاق موظف می‌کند. این نظرگاه چیزی نیست که به زبان‌شناسی «چسبانده» شده باشد، بلکه برخاسته از بنیادی‌ترین شواهد تجربی به‌دست‌آمده از آن است». این پاراگراف را می‌توان چکیده ادعاهای زبان‌شناسی شناختی دانست که جورج لیکاف مبدع آن بود. زبان

ادامه مطلب ...
فلسفه‌ی تحلیلی چیست و چه می‌گوید؟/زبان و قدرت در فلسفه‌ی تحلیلی

فلسفه در قرن بیستم با تحولی عمده روبه‌رو شد؛ به جای تأکید بر معرفت که از زمان دکارت بر فضای فکری فلسفه حاکم بود، تأکید بر معنا جایگزین آن شد. این امر (تأکید بر معنا) دو مقوله‌ی زبان و نطق را در اولویت مباحث نشاند. در فلسفه‌ی تحلیلی می‌توان «مور» را به‌عنوان نقطه‌ی عزیمت انتخاب کرد، بعد از وی است که گرایش‌های این نحله به دو سنت یکی ملهم از منطق فرگه و راسل و دیگری متمایل به زبان متعارف ویتگنشتاین و استین تقسیم می‌شود؛ اهمیت زبان در گرایش دوم بسیار اساسی‌تر است. انگار حق با دامت بوده است که گفت: «شرح فلسفی از اندیشه را فقط می‌توان به مدد شرحی ف

ادامه مطلب ...
نگاهی به مفهوم زمان در نظریات انیشتین و برگسون/آیا انیشتین در اشتباه بود؟

داستان در سال ۱۹۲۲ آغاز شد، زمانی که برگسون و انیشتین در یک بحث برنامه‌ریزی‌نشده اما سرنوشت‌ساز با هم ملاقات کردند. انیشتین برای ارائه‌ی یک سخنرانی درباره‌ی نظریه‌ی نسبیت به پاریس دعوت شده بود. زمان در نظریه‌ی انیشتین نقشی محوری داشت، گرچه نقطه‌ی مرکزی فلسفه‌ی برگسون نیز زمان بود، نظرات متناقض آن‌ها درباره‌ی معنای زمان دانشمندان را در مسیر اختلاف قرار داد. آدام فرانک، ترجمه: فاطمه شمسی:. اعلام شناسایی و مشاهده‌ی امواج گرانشی بار دیگر پایاییِ بصیرت علمی انیشتین را ثابت نمود، بار دیگر حق با انیشتین بود. اما همراه با این پیروزی، پرسشی عمیق و جال

ادامه مطلب ...
داوری‌های زیبا‌شناسانه کانت و داوینچی در برخورد با امر زیبا

کانت شناخت امر زیبا را به برخورداری از روح زیبا منوط می‌کرد که به معنای مواجهه با امری جزئی و سپس اندراج آن در ذیل زیبایی کلی بود. اما حکمی که از این رابطه صادر می‌شد خود عنصری نامشخص بود که در پدیدارها قرار داشت، اما داوینچی از وجوه انضمامی‌تر امر زیبا سخن گفت که نزد انسان است. داوینچی همچنین با بیانی غیردقیق‌ و البته پراگماتیک به ما می‌گوید که امر زیبا مفهومی کلی است که به‌واسطه‌ی چشم انسان قابل درک است. منشأ امر زیبا در کجاست و چگونه می‌توان امر زیبا را از امر نازیبا تمییز داد و از آن لذت برد؟ این پرسشی است که به طور خاص ذهن هنرمندان و فیل

ادامه مطلب ...
اعتراض «کاتینگم» به بلندپروازی «دکارت»

«دکارت» طرح اثر دلهره آور خود را که نتیجه واضح و روشن انقلاب دکارتی یعنی همانا چیرگی ذهن انسان بر خود بود، از سال ها قبل در ۲۳سالگی چنین عنوان کرد: «تکلیفی پایان ناپذیر که از توان یک نفر به تنهایی خارج است». گرچه بنیان فکری او به ویژه در مابعدالطبیعه وام دار افکار و اندیشه های سنتی برجای مانده از قرون وسطی است او خود را مدعی براندازی ساختار علمی گذشته معرفی کرده بود. غالبا دکارت را پدر فلسفه جدید می نامند اما شاید بهتر است ماهیت و اساس فلسفه او را همراه دیگر انقلابیون علمی قرن هفدهم، در همان تقلای مستمری دانست که می کوشید اندیشه قدیمی را مجددا

ادامه مطلب ...
وضع کنونی هنر در جهان معاصر؛ محمد ضمیران در نشست زبان و آفرینش هنری

چیزی که در جامعه ما بخصوص در 2 دهه گذشته بیش از حد مورد تاکید بوده است بحث پست مدرن و پساساختارگرایی بوده است که کتابها و نوشته ها و آثار گوناگونی در این خصوص به چاپ رسیده و منتشر شده, اما آن مولفه هایی را که زمینه این جریان را فراهم کرده کمتر مد نظر هست. امروزه اگر شما به مجموعه کتابخانه های بزرگی که در ایران هست مراجعه کنید کمتر مطلبی در خصوص خود مدرنیته و اینکه مدرنیته چگونه بوجود آمد چه چیزها و اتفاقاتی در واقع حادث شد که زمینه شکل گیری مدرنیته را فراهم کرد در دسترس است و بنابراین جا دارد که بنده بعنوان مقدمه این بحث ها گفته های خودم را با

ادامه مطلب ...
روانشناسی آلمان در قرن بیستم

اهمیت خلاقانه روانشناسی آلمان را در قرن بیستم می توان به ریشه های عمیق آن در فلسفه نسبت داد. این امر نتیجه یک بحران می باشد و نه نشانه اعتقاد به فلسفه درخشان آلمان در قرن هجدهم و نوزدهم. امانوئل کانت با جدا ساختن روانشناسی تجربی از متافیزیک به تصورات رایج در مورد روح (روان ) پایان داد. کانت همچنین سعی کرد بر برداشت از علم روانشناسی بعنوان فیزیولوژی احساسات درونی خاتمه دهد،اما این کار دشوارتر بود. دستاوردهای علوم طبیعی در اواخر قرن فیلسوفان آلمانی را مجاب کرد تا «فلسفه را به عنوان علم» (ادموند هوسرل) تثبیت کنند. ��حث قدیمی جسم و روح تبدیل به م

ادامه مطلب ...
گفت‌ وگوی خواندنی با خشایار دیهیمی درباره «لیبرالیسم و جریان‌های آن در ایران»

سهند ستاری : اریک هابسبام چند سال قبل از مرگش در سال ۲۰۱۲، نقدی کوتاه درباره‌ آینده‌ لیبرال-دموکراسی در مجله‌ بریتانیایی پراسپکت نوشت که شاید بازگشت به آن، ضرورت بحث درباره لیبرالیسم را در هر اقلیمی روشن می‌کند: «با اصولی که هنوز بر کشورهای توسعه‌یافته‌ غربی حاکم است، هیچ‌یک از مسائل عمده‌ بشر در قرن بیست‌ویکم، نمی‌تواند برطرف شود: رشد نامحدود اقتصادی و پیشرفت فنی، آرمان خودگردانی فردی، آزادی انتخاب، دموکراسی انتخاباتی». اواخر سده‌ نوزدهم بود که اندیشه‌ لیبرال باید تکلیف خود را درباره‌ اقتصاد روشن می‌کرد؛ تصمیم بر سر اینکه جانب دولت را برای مه

ادامه مطلب ...
هایدگر، نازیسم ، پست مدرنیسم / نوشته ای از یدالله موقن

ترجمه فرانسوی ( 1987) کتاب ویکتور فاریاس “هایدگر و نازیسم” (1) جنجال عظیمی در فرانسه به پا کرد. به دنبال کتاب فاریاس کتاب های زیادی منتشر شدهاند. از جمله این کتاب ها کتاب”مارتین هایدگر وناسیونال سوسیالیسم”(2 ) است. در کتاب اخیر میخوانیم که هایدگر انقلاب نازی ها در آلمان را آغاز جدیدی میدانسته که شاید به قول خودش سنت دوهزار پانصد ساله “متافیزیک” غرب را واژگون کند و به جایش فلسفه او جایگزین شود. در این باره هایدگر در سمینارهایش می گفته است که علم پایه و اساسی ندارد. قرون وسطای تازه ای آغاز شده است. شگفتی آور است که فاشیست ها در هر جا و در

ادامه مطلب ...
فلسفه ذهن؛ میراث دکارت/چرا دکارت این قدر مهم است؟

جان سرل، چرا دکارت این قدر مهم است؟ ما همچنان با دوگانه ای که دکارت مطرح کرد (دوگانه ذهن و بدن) سر و کار داریم. ما خود را متشکل از دو بخش ذهنی و جسمانی می دانیم. متن پیش رو درسگفتاری از جان سرل، استاد فلسفه دانشگاه برکلی کالیفرنیاست که توسط زهیرباقری نوع پرست به فارسی ترجمه شده است. سؤال اصلی دوران ما این است که چگونه می توانیم خود را به عنوان موجوداتی خودآگاه، دارای ذهن، دارای عقل و آزاد بفهمیم و بدین وسیله جهانی مملو از ذره های فیزیکی، بی معنا و بدون ذهن را بفهمیم. چگونه می توانیم آنچه درباره خود می دانیم را با آنچه که درباره جهان می دانیم

ادامه مطلب ...
نیچه ، مرگ و رنج هستی

این نوشتار از «واعظین مرگ» که یکی از تعابیر فلسفۀ نیچه است سخن می گوید و به این بهانه به جایگاه مرگ اندیشی در تاریخ تفکر می پردازد و در این میان ضمن ارائۀ چشم اندازی از دیدگاه نیچه در خصوص مرگ و زندگی، پرسشهایی مطرح می کند که از دل این نوع نگاه به هستی برمی خیزد. پیشگفتار. نگرش انسان در باب «مرگ» می تواند معنا بخش و یا ساقط کنندۀ معنای زندگی او باشد. یکی از پرسش های بنیادینی که همواره با آن روبرو هستیم این است که: آیا براستی مرگ پایان زندگی است؟ این پرسش مهمتر می شود اگر بدانیم که امروزه به تبع متزلزل شدن مبنای ارزش گذاری، تبیین کنندگان مرگ و

ادامه مطلب ...
فلسفه چیست؟/ روایتی خواندنی به زبان ساده که نباید از دست بدهید

نزدیک به پنج دهه پیش که در انگلستان به تحصیل و کارو غیره! مشغول بودم و به قول عوام ((خوره کتاب))، روزی در یک کتاب فروشی دست دوم، در قفسه کتابهای فلسفی چشمم به کتابی افتاد به نام مقدمه یا درآمدی به فلسفه1 به قلم اندیشه ور صاحب نام انگلیسی جان لوئیس2که در عین اشتهار به فیلسوف بودن، فیزیکدان نیز هست و آثار زیادی از او در زمینه های مختلف از جمله فلسفه، نظریه تکامل، جامعه شناسی، مارکسیسم و… منتشر و به زبان های دیگر ترجمه شده است. کتاب را که خواندم، مصمم شدم آن را ترجمه کنم، نه به خاطر تاریخ مختصر اندیشه ی فلسفی احیانا به زبان غیرفنی بودن(که اتفاقا م

ادامه مطلب ...
مصطفی ملکیان:چرا باید پارادایم داشت؟/کوپرنیک و تغییر پارادایم

آیا می‌توان روزی به جایی رفت و از آنجا به کل عالم طبیعت نگاه کرد و دید واقعاً کل عالم طبیعت چگونه است؟ نمی‌توانیم، زیرا هرجا برویم داخل عالم طبیعت هستیم و از بالا نمی‌توانیم به آن نگاه کنیم. پس چاره‌ای نیست جز این که آن «تصور» را پدید بیاوریم. هیچ گاه نمی‌توان تصوری از عالم طبیعت کشف کرد بلکه باید این تصور را جعل کرد. فرهنگ امروز/مصطفی ملکیان: در طول تاریخ همه کسانی که در علوم، به‌طور عام، و در علوم انسانی، به‌طور خاص، کار کرده‌اند، همواره، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه با «پارادایم» سر و کار داشته‌اند. بنابراین مفهوم پارادایم و مصداق آن، پدیده

ادامه مطلب ...
ابتذال شرارت و مساله «منشاء شر» در جهان/دکتر ناصر فکوهی

رویکرد متعارف نسبت به موضوع «شر»، به صورتی ژرف و گسترده با مفهوم «ممنوعیت» و «گناه» پیوند خورده است. هر چند «گناه اولیه» در سنت مسیحایی – یهودی، به سرپیچی از فرمان خداوند در ممنوعیت خوردن میوه ممنوعه (دانش) و خروج از موقعیت معصومیت بهشتی و سقوط (هبوط) بر روی زمین برای تحمل درد و رنج زندگی مادی و پاک شدن از آن گناه برای بازگشت به بهشت یا روانه شدن به . دوزخ تعبیر شده است؛ اما سایر گناهان با مجموعه ای از ممنوعیت ها و اجبارها پیوند خورده است که باید آنها را در مرکز اخلاق باستانی از رم مسیحی تا امروز به شمار آورد که در بخش مرکزی جهان در پروژه استع

ادامه مطلب ...
جهتمندی پیشینی حیوانات,و انسان به مثابه هستنده بی­جهت

چکیده: در این مقاله در ابتدا به ساختاریابی جهان حیوانات بر اساس غرایز پیشینی و یا به عبارتی نشانه های تک سویه پرداخته می شود و در ادامه نیز ساخته شدن جهان انسانی براساس دال لکانی مورد بررسی قرار می گیرد. در پایان به این نتیجه رسیدیم که انسان هستنده ای است ذاتاً بی جهت و از این روی همواره در پی جهت و هدایت شدن است. انسان هستنده ای است که مهمترین نیازش در زندگی دسترسی به افق جهتمندی است. مقدمه:. چندین سال پیش با پیرمردی هم روستایی درباره کفتارها و ترسی که این موجودات وحشتناک برای مردم روستا ایجاد کرده بودند، صحبت می کردیم. در حین این گفت و گو

ادامه مطلب ...
وقتی که هیچ چیز هنر نیست! درآمدی به‌ نقد هنری‌ معاصر

شاید بتوان‌ این‌ دیدگاه‌ پسامدرنیستی‌ را مصداق‌ وضعیت‌ کنونی‌ جهان‌ دانست‌ که‌ انسان‌ امروز بیش‌ از آن‌چه‌ باید و افزون‌تر از هر زمان‌ دیگری‌ در طول‌ تاریخ‌، مقهور ظاهر و ذائقه‌های‌ عُرفی‌ و وانمودگری‌ها شده‌ و برای‌ پرداختن‌ به‌ لایه‌های‌ زیرین‌ پدیده‌ها، به‌ویژه‌ در عرصه‌ی‌ هنر به‌ بهره‌جویی‌ از ابزار تفسیر و تأویل‌ نیاز پیدا کرده است‌. بااین‌حال‌، همین‌ دیدگاه‌ با اتکا بر نظریه‌ی‌ نیچه‌ در «تردید به‌ حقیقت‌» بر این‌ باور است‌ که‌ وجه‌ ثابتی‌ در هنر وجود. ندارد و آن‌چه‌ به‌ آن‌ اهمیت‌ و اعتبار می‌بخشد، تفسیر و تعبیر است‌. به‌ عبارت‌ دیگر، چ

هنر نقد هنری نقد هنر معاصر

ادامه مطلب ...
رابطه فلسفه و آموزش و پرورش در دنیای مدرن

مقدمه: دو رشته آموزش و فلسفه، ارتباطی نزدیک و تنگاتنگ با یکدیگر دارند و در برخی مسائل به هم‌پوشانی می‌رسند. معمولا گفته می‌شود: «فلسفه و آموزش و پرورش دو روی یک سکه‌اند. » «آموزش سمت پویای فلسفه است. ». به عبارت دیگر «فلسفه و آموزش دو گل از یک شاخه‌اند و هیچ یک بدون دیگری قابل تصور نیست و یکی بدون دیگری ناقص است. هنر آموزش بدون فلسفه کامل نمی‌شود و فلسفه بدون آموزش نمی‌تواند دیگران را به سوی اهداف و ارزش‌هایش هدایت کند. چنان تعاملی میان این دو وجود دارد که هر یک بدون دیگری، قادر به هیچ کارکردی نیست. ». بر طبق سنت هندی، آموزش صرفاً ابزاری برای

رابطه فلسفه و آموزش و پرورش رابطه فلسفه با آموزش و پرورش رابطه فلسفه و آموزش پرورش

ادامه مطلب ...
فلسفه و موسیقی/نظر فیلسوفان بزرگ در باره موسیقی

آیا چیزی به عنوان فلسفه موسیقی وجود دارد؟ نمی توان در این باره با اطمینان سخن گفت؛ چرا که هرچند بسیاری از فلاسفه درباره هنر و به ویژه درباره موسیقی سخن گفته اند، اما تعداد کسانی که اختصاصا ًبه خود این مسئله پرداخته باشند انگشت شمار است. در مقاله حاضر، با نظری اجمالی بر برخی از مهم ترین نظام های فلسفی که در آن ها موسیقی مورد بررسی قرار گرفته و یا حداقل به آن اشاره شده، خواهیم پرداخت. «افلاطون۱». افلاطون نخستین فیلسوفی است که به تفصیل درباره موسیقی سخن گفته است. موسیقی در رساله جمهوری۲ او به همراه ژیمناستیک، به عنوان بخشی اصلی در آموزش و پرورش

ادامه مطلب ...
پایانی بر شایعه ای دیگر درباره ویتگنشتاین‎

به نظر می رسد بین افرادی که با فلسفه ویتگنشتاین آشنایی زیادی ندارند ولی به شخصیت او علاقه دارند دو شایعه بسیار فراگیر وجود دارد. اول، شایعه بی اساسی است مبنی بر اینکه ویتگنشتاین و هیتلر همکلاس بوده اند. این ادعا توسط نویسنده استرالیایی کیمبرلی کورنیش در کتاب «یهودی اهل لینتس» مطرح شده است. این کتاب عکسی را نیز به ما نشان می دهد که ادعا می کند هیتلر و ویتگنشتاین هر دو در آن عکس هستند، و هر چند در آن عکس هیتلر حضور دارد هیچ مدرکی دال بر اینکه ویتگنشتاین در آن عکس بوده وجود ندارد. دوم، شایعه ای قدیمی تر مبنی بر همجنس گرا بودن ویتگنشتاین است. ا

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه